پایگاه تفریحی خلیج فارس آنلاین

جذابترین و جالبترین مطالب و عکس های روز

پایگاه تفریحی خلیج فارس آنلاین

جذابترین و جالبترین مطالب و عکس های روز

گزارش تصویری: یک سال؛ پا به پای شالیکار!

دیروز فصل شالی رسمأ کلید خورد. روزی که در حیاط منزل، بذر شالی را از انبار خارج کردیم و آن را در دیگ‌های بزرگی ریختیم تا خیس بخورند. بعد از حدود ۲۴ ساعت خیس خوردن، بذر ها را از ظرف‌ها خارج می‌کنیم و بر روی زمین کپه‌های کوچکی از بذر شالی درست می‌کنیم و بعد...
اصلأ بهتر است فلاش‌بکی به سالی که گذشت بزنیم تا در یک پست جامع و کامل ببینیم آنچه بر شالی‌ و شالی‌کار گذشت. پس خودمان را برای یک سفر به شالیزاری سرسبز آماده می‌کنیم...
 

۱ . قدم اول؛ ‌در حیاط منزل شالیکار:


همانطور که گفتم قدم اول در حیاط منزل شالیکار اتفاق می‌افتد. قدمی که معمولأ توسط دستان زنان خانواده برداشته می‌شود.

۲ . قدم دوم؛ آماده کردن زمین:

قدم بعدی که همراه قدم اول است آماده کردن زمین تیم‌جار (خزانه شالی) برای پذیرایی از بذرها (تیم) است. 

۳ . قدم سوم:

هفته‌ای می گذرد و بذر‌ها (تیم‌ها)‌ در حیاط منزل و در کپه‌ها شروع به جوانه‌زدن می‌کنند. و در تمام این هفته زنان خانواده هر روزه به آن کپه‌ها سرکشی می‌کنند و کیسه‌ها را از رویشان برمی‌دارند بر روی بذرها آبپاشی می کنند، بذرهای در حال جوانه زدن را هوا می‌دهند تا بخوبی جوانه بزنند. پدرم معتقد است این یک هفته اگر بذر خوب عمل بیاید تا حد زیادی سلامت شالی تا پایان کشت تضمین می‌شود. پس این هفته هفتهٔ حساسیست.


۴ . چهارمین قدم:

قدم بعد انتقال بذرهای جوانه زده شالی به مزرعه و خزانه است. خزانه‌ای که اکنون با زحمت شالیکار «مرز‌گیری» و «آبگیری» شده است...

پا به پای شالیکار (تیم‌جار)

۵ . قدم پنجم؛ تیم کنی:

بعد از اینکه جوانه شالی در خزانه به اندازه کافی رشد کرد باید به زمین اصلی یعنی شالیزار منتقل شود. برای این منظور بایستی این جوانه‌های حساس و شکننده از خزانه کنده شوند و برای نشاء آماده گردند. به مرحله کندن جوانه‌های جوان شالی در منطقه ما "تیم کنی" می‌‌گویند...

پا به پای شالیکار (تیم‌کنی)

۶ . ششمین قدم؛ نشاء:

بلاخره موقع نشاء شد. "تیم" (جوانه‌های شالی) را بعد از "تیم کنی" از خزانه به "آیش"(شالیزار) منتقل می‌کنیم. اگه فاصله‌ایی بین خزانه و آیش وجود داشته باشد (مثل زمین ما)، با تراکتور این کار انجام می‌شه...

پا به پای شالیکار : "نشاء" (قسمت اول)

پا به پای شالیکار: "نشاء" (قسمت دوم)

۷ . قدم هفتم؛ سمپاشی:

بدون اغراق باید گفت، سمپاشی یکی از سخت‌ترین مراحل کشت شالی محسوب می‌شه. اینکه با یک سمپاش کولی پر از سم که حداقل ۵۰ کیلو وزن دارد تا زانو در گل و لای شالیزار مجبور به سمپاشی باشی تجربه جالبی نمی‌تونه باشه...

پا به پای شالیکار ( سمپاشی)

۸ . قدم هشتم؛ غوره رفتن شالی:

در هر شغلی یک سری اصطلاحات وجود داره که مختص اون حرفه و شغل است. شغل کشاورزی و شالیکاری هم  اصطلاحاتی وجود داره که فقط بین شالیکار‌ها مصطلح هست. یکی از این اصطلاحات واژه "غوره رفتن" است. "غوره رفتن" یک مرحله از عمر شالی است. مرحله‌ایی که خوشه‌های جوان شالی از غلاف سبزشون بیرون می‌آن. توی این مرحله (‌غوره رفتن‌) شالیزار حسابی دیدنی می‌شه...

پا به پای شالیکار (شالی غوره می‌رود)

۹ . نهمین قدم؛ شاید آماده کردن بذر جدید برای کشت دوم شالی:

هر ساله‌، چند هفته مونده به دروی شالی کشت اول (اواسط تیر ماه)، بذر شالی کشت دوم به آب ریخته می‌شه. چون هوای منطقه وضعیت مناسبی داره، ما و تعدادی از شالیکار‌های دیگه منطقه که کشت اول شالی را زودتر از دیگران شروع کرده‌ایم (‌اوایل فروردین‌)‌،  کشت دوم هم در شالیزارهای خودمون داریم‌. یعنی از شالیزار دو بار شالی برداشت می‌کنیم...

پا به پای شالیکار (آمادگی برای کشت دوم شالی)

۱۰ . دهمین قدم؛ وجین شالی:

اگر گذرتان به شالیزاری خورده باشد و نگاهی دقیق به آن پهنهٔ سبز انداخته باشید، سراسر شالیزار را سبز می‌بینید. سبزِ سبز. شاید در نگاه اول بجز خوشه‌های سبز شالی هیچ نبینید. ولی اگر خوب دقت کنید، خوبِ خوب، تفاوت‌ها آشکار می‌شوند. علف‌های هرز فراوانند در بین خوشه‌ةای شالی...

بعضی مثل «شالی»، بعضی مثل «کارلمبه»

۱۱. یازدهمین قدم؛ گیسوان طلایی شالی آماده شانه زدن است:

دخترک سبز مزرعه گیسوانش دیگر طلایی شده است. این یعنی چند روزی بیشتر به درو باقی نمانده است. گیسوان طلایی شالی آماده شانه زدن شده‌. بوی درو می‌آد...

دخترک مزرعه‌، فقط چند روز دیگر. اندکی صبر...

پا به پای شالیکار: (گیسوان طلایی شالی آماده شانه زدن است)

۱۲ . دوازدهمین قدم؛ و صد البته «شو‌ پی» (امان از دست این گراز‌ها):

تفنگ دولول را روی دوشم انداختم ، چراغ قوه را روشن کردم و از دامداری زدم بیرون. ماه پشت ابر بود و تاریکی شب را دوچندان کرده بود. چراغ قوه را به اطراف چرخاندم. سوتی زدم . "توله" از پشت بوته ها اومد بیرون و شروع کرد به تکون دادن دم. بسوی شالیزار راه افتادم...

پا به پای شالیکار: "شو پی" (Showpee)

شب؛ سکوت؛ شالیزار

نیمه شب است‎ ‎‏و همه جا در سکوتی سنگین فرو رفته. زندگان در این ساعات از همیشه به مردگان شبیه ترند. پیرمرد اما بیدار است. صدای جیرجیرک ها همچون موسیقی آرامی گوش شالیکار پیر را که شب هنگام به نگهبانی شالیزار آمده می نوازد. نسیم شبانگاهی در لابلای برگهای درخت صنوبری که یکی از پایه های کومه پیرمرد است می پیچد و در قور قور صدای قورباقه های شالیزار گم می شود...

۱۳ . سیزدهمین قدم؛ و بلاخره درو:

انگار خدا آرزوی منو برآورده کرد. نمی‌دونم، شاید هم دعای دوستان اجابت شد. برعکس روزهای اخیر اما امروز هوا ابری و خنک بود. یعنی هوایی که برای درو عالیه...

پا به پای شالیکار (روز اول درو)

دروی شالی (در زبان محلی "شالی درو") هنوز هم ادامه دارد. فکر می کنم دو سه روزی طول بکشه. فردا هم قراره خرمنکوب بیاد...

مصائب شیرین دروی ماشینی + سوسک سیاه تک شاخ

۱۴. چهاردهمین قدم؛ شاید بعد از درو، بلافاصله نشای دومین کشت شالی فصل:

نشاء دوم فصل از دیروز شروع شد. با اینکه هنوز دروی قسمتی از مزرعه را تموم نکردیم اما اون قسمتی از زمین که درویش تموم شده را برای نشاء آماده کردیم و دیروز هم نشاء گرها اومدند و کار نشاء شالی را انجام دادند...

پا به پای شالیکار : (دومین نشای فصل و من که دیر رسیدم)

و شاید هم درو و هم نشاء:

یروز نشاء دوم فصل هم تموم شد. کلا دیروز ، روز جالبی بود. دلیلش هم این بود که هم نشاء داشتیم و هم درو . توی یک "لته" (‌Lateh‌) نشاء گر ها داشتند دومین نشاء  فصل را انجام می دادند و در "لته" کناری دروگرها داشتند شالی‌های اول فصل را درو می کردند. برای کسی که کمی آشنایی با شالیکاری دارد منظره جالبی است...

پا به پای شالیکار : یک روز جالب ، هم  "درو" و هم "نشاء"

۱۵ . پانزدهمین قدم؛ آماده کردن بذر برای سال بعد:

...یکی دیگر از جاهایی که این حساسیت خودش را نشون می‌ده ، گرفتن "بذر" شالی برای سال زراعی بعد است. بعد از درو‌، دانه‌های شالی را بوسیله خرمنکوب از خوشه ها جدا می‌کنند. اما برای "بذر" شیوه متفاوتی در نظر گرفته می‌شه...

پا به پای شالیکار : حتی از یک دانه هم نمی شه گذشت

۱۶ . و سرانجام آخرین قدم؛ شاید دروی دومین کشت شالی:

دیروز درو داشتیم. دروی دومین کشت شالی. امسال بخاطر مساعد بودن هوا دو بار شالی کاشتیم. شالی اول را تیر ماه درو و بلافاصله شالی دوم را نشاء کردیم. زمین هم ماشالله حسابی آماده و سرحال بود...

پا به پای شالیکار: دروی دومین کشت شالی (قسمت اول)

کجا رسیده بودیم؟

آهان...

به اونجا که نهار را خوردیم و کمباین به کار دروی شالی ادامه داد. همچون غولی آهنی شالی‌ها را درو می‌کرد و جلو می‌رفت. این‌بار برخلاف دروی کشت اول از زنان و مردان دروگر‌ خبری نبود بلکه فقط کمباین بود  و راننده‌ایی که فرمان کمباین را در دست داشت...

پا به پای شالیکار، دروی دومین کشت شالی (قسمت دوم)

کار دروی شالی داشت به پایان خودش نزدیک می‌شد. آخرین خوشه‌های شالی هم توسط دندانه‌‌ها و چنگه‌‌های کمباین بلعیده می‌شدند. کمباین از یک طرف خوشه‌های شالی را می‌بلعید و از سوی دیگر از سرسر‌ه‌اش کیسه‌های شالی را به پایین می‌سراند.

ما هم با تراکتور کیسه‌ها را به کنار زمین منتقل می‌کردیم و منتظر ماشین بودیم تا بارش را در کارخانهٔ شالیکوبی خالی کند و برگردد تا آخرین بار شالی‌ها را با خود به کارخانه انتقال دهد...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد